X
تبلیغات
نمک

نمک

فیروز کوه و گالری


    (تفاوت دو وزیر فرهنگ و جهانگردی دولت علّیه افغانستان در عصر ابوالمیرویس، پادشاه کابلستان)
      
    روزگاری در کابلستان افغانستان، کریم خرم وزیر فرهنگ بود. کسی به جای واژه اصیل و 100% دری گالری!! واژه بیگانه و ایرانی و فارسی نگارستان را بر سر در یکی از ساختمان های وابسته به وزارت فرهنگ و جهانگردی گذاشته بود.  وزیر فرهنگ، کریم خرم با تمام خدم و حشم خود، موزه به پا، کلاه خود برسر و شمشیر و سپر در دست، با چهره برافروخته و برآماسیده، در قامت یک سرهنگ به میدان فرهنگ آمد و با صدای رسا فریاد زد که ترمینولوژی ملی بر باد رفت. خائنان به وطن عزیز و لذیذ ما در یک توطئه چینی بسیار پیچیده که از آثار خائنانی چون مولانا شیخ عبدالرحمان جامی و مولانا جلال الدین بلخی و... که همگی بیگانه و در پی نابودی فرهنگ و تاریخ و هنر ما بوده اند، می خواهند واژه بیگانه «نگارستان» را جایگزین واژه بومی و وطنی و دری «گالری» کنند. در همان زمان چه قدر رسانه های داخلی و خارجی به شهامت و فداکاری کریم خرم آفرین و نام خدا گفتند. 
       از آن سال های رونق فرهنگ و هنر در عهد باستان وزیر الوزرا، محبوب الرعایا، کریم خرم گذشت و او به دربار پادشاه کابلستان راه یافت و رئیس دفتر و وزیر دربار حکومت شد. به جای او وزیر دیگری به نام سیدمخدوم رهین آمد که دلسوزی و جگر سوزی کریم خرم را نداشت. این وزیر جدید به جای پرداختن به کارهای مهم و مردانه ای که با غیرت افغانی سازگار است، کارهای بسیار بیهوده و زیانبار می کرد. کتاب می خواند، از تاریخ سرزمین پادشاهی افغانستان آگاهی داشت. هنگامی که برای رسیدن به طاووس، جور سفارت هندوستان می کشید، طرفه مردی درس خوانده و جهان دیده از همان هایی که در ولایت خود به دیگر اندیش معروف شده اند از دیار همسایه غربی ما در باره رهین مخدوم یا مخدوم رهین گفته بود، سفیر افغانستان در هند دانشمندی است کم نظیر و اهالی افغانستان در گزینش سفیران خود که پیامبران کشورشان به دیار بیگانگان هستند،خوب انتخاب می کنند. البته این سخن جز در مورد مخدوم رهین، بسیاز گزافه بود .

       القصه! باری! آری! مخدوم رهین به کابلستان بازگشت و دوباره گذرش به وزارت فرهنگ ( البته فرهنگ یک واژه بیگانه و فارسی و ایرانی است که باید از آن پرهیز شود و به جای آن، واژه اصیل و حلال زاده دری و افغانی کلتور را همیشه و همواره  به کارببریم.) افتاد. باز هم همان شیوه ناپسند و قدیمی مطالعه و کتاب خواندن را ادامه داد و این بار در لابه لای ورق پاره های تاریخ خواند که روزی و روزگاری چغچران (که نمی دانم به کدام زبان وبه معنای چیست) را فیروزکوه می گفته اند و فیروزکوه دیار مردمانی بسیار با فرهنگ و خردمند بوده است. پایتخت زنجیره غوریان بوده است و غوریان در تاریخ دیار ما بسیار درخشان. بنابرآن با اهالی فیروزکوه قدیم رایزنی کرد. با نمایندگان شورای ملّی و هیأت وزیران و ابوالمیرویس، پادشاه دولت علّیه کابلستان مشورت کرد، سرانجام دل به دریا زد و به قول قدیمی ها پیه تهمت و تاوان و افترا را به جان مالید و چغچران را به فیروزکوه باز گرداند. ازاین روی نام جدید قدیمی یا نام قدیمی جدید، بر فیروزکوهیان خردمند، خجسته و فرخنده باد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 15:45  توسط  آصف جوادی  | 

مهندسی انتخابات


     در اسطوره های یونان باستان، شخصیتی وجود دارد که مردم را از کوی و گذر می دزدید و به خانه خود می برد. در خانه خود تختخوابی داشت. بخت برگشته های دزدیده شده را بر تخت می خواباند. هرگاه قد آنان از تخت بلندتر بود، سر یا پای آنان را می برید و هرگاه قد آنان از تخت کوتاه تر بود، آن قدر می کشید تا با تخت برابر شود. القصّه! هدف برابری با تخت بود.
     شنیده ها و شایعات نیمه تکذیب و نیمه تأیید شده در باره نتیجه انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، حاکی از آن است که معاونت های کمیسیون کاملاً مستقل انتخابات، مشغول مهندسی و اندازه گیری نتیجه آرای مردم، با قد دونفر از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری است تا از هر راه ممکن، آرای یکی را به زیر 50% و آرای دیگری را آن قدر بکشد تا نزدیک 50% برساند. هدف مطابقت با دور دوم انتخابات است که برای گروه هایی کار و شغل و میزگرد و مقاله مناظره و مجادله و مباحثه فحش و دشنام تولید می کند مانند دور اول. حیف نیست پس از پنج سال انتظار، برای رسیدن آن لحظه حساس و سرنوشت ساز صف های چندصد نفری تشکیل بدهیم، زن و مرد، پیر وجوان ساعت ها در صف بایستیم دیسک و آرتروز بگیریم. ماشین های توزیع نابهنگام برگه رأی را با نگاه های امیدوار خود بدرقه کنیم. تهدیدهای برادران ناراضی را به جان خود بخریم. انگشت های خود را رنگی کنیم. لبخند بزنیم عکس بگیریم. برخی اوقات برای جا زدن در صف دعوا کنیم و قسم بخوریم. این همه رویدادهای میمون و مبارک حیف است در یک روز به پایان برسد. مردم افغانستان، از کمیسیون انتخابات به ویژه، از رئیس آن سپاسگزاری می کنند به خاطر این همه امانت داری و دلسوزی بی شائبه شان.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 23:47  توسط  آصف جوادی  | 

گزارش

سلام!

(دوستان ارجمند! ایمیلی که در یاهو داشتم در این جا باز نمی شود. اما   ایمیل جدیدم این است:     

m.javadi1393@gmail.com

فرارسیدن امروز را انتظار می کشیدم برای همین از صبح به این فکر بودیم که کی و به کجا برای دادن رأی برویم. از همه جا خبر می رسید که جایگاه های رأی گیری خیلی بروبار است. صف ها.............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم فروردین 1393ساعت 22:18  توسط  آصف جوادی  | 

انتخابات


سلام!

چندساعتی بیشتر از آغاز رأی گیری و انتخابات رئیس جمهوری و شوراهای ولایتی افغانستان نگذشته است، خبرنگاران و شاهدان عینی بر سر سه مسأله اتفاق نظر دارند:

1- مردم افغانستان در سراسر کشور مشارکت سیاسی در انتخابات را در حد اعلای آن به نمایش گذاشتند. حتی در جاهایی که سایه سیاه طالبان هنوز بر زندگی مردم سنگینی می کند، مشارکت زنان و مردان بی سابقه بوده است. مردم به امید تغییر و تحول در زندگی خود به جاهای رأی گیری حضور یافته اند.

2- خبرنگاران و مردم از بسیاری جاها گزارش دادند که برگه رأی مناسب با شمار جمعیت واجد شرایط رأی دهی و شرکت در انتخابات توزیع نشده است. بنابه گفته دست اندرکاران ستادهای انتخاباتی نامزدان، در جاغوری تعداد122هزار کارت انتخابات توزیع شده است اما تعداد 70هزار برگه رأی فرستاده شده است. همچنین در فسبوک خواندم که در منطقه جبرئیل هرات و دشت برچی کابل به هر ده نفر یک برگه رأی نمی رسد. این شیوه هم یکی از راه های تقلب و غیرقانونی است. سزاوار است که کاندیداهای محترم که شعار پاسداری از حقوق مردم سر می دادند همین اکنون کمیسیون مستقل انتخابات را وادار کند که برگه رأی پیش از پایان وقت قانونی به مراکز رأی گیری برساند تا هیچ کسی از حق رأی خود محروم نشود و هیچ کسی حتی رئیس جمهور کنونی حق ندارد یکی از شهروندان واجدشرایط را از رأی دادن به هر بهانه ای محروم سازد.

3- مراکز رأی گیری بسیار کم و دور از یک دیگر در نظر گرفته شده است. همه این قراین و شواهد نشان می دهد که حکومت نگاه ویژه به یکی از کاندیداها داشته است. برای همین به شرکت مردم در انتخابات اهمیت نداده است

Asef Javadi's photo.




+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم فروردین 1393ساعت 12:54  توسط  آصف جوادی  | 

یوزارسیف!!

     انتخابات رئیس جمهوری افغانستان آن قدر اهمیت دارد که جناب یوزارسیف بزرگ را از مصر به افغانستان آورده است. البته با نام مستعار. تا از این فرصت استثنایی بهره مند شود. آن وقت ما که در این کشور زندگی می کنیم و انتخابات ریاست جمهوری رابطه مستقیم با پنج سال سرنوشت مردم ما دارد در پای صندوق های رأی گیری حاضر نشویم. البته تقصیر از مراکز صدور کارت نیست. بندگان خدا فرصت ندارند تا تلویزیون ببینند و غوث الدین! را با یوزارسیف اشتباه نکنند.

‎عبدالعلیم برهانی‎'s photo.
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 14:21  توسط  آصف جوادی  | 

سیزده­ بَدَر

Asef Javadi's photo.

  

امروز سیزدهم فروردین یا به قول بعضی­ ها روز سیزده بَدَر بود. بیشتر استادان دانشگاه خواجه عبدالله انصاری هرات           

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت 19:58  توسط  آصف جوادی  | 

در خدمت و خیانت روشنفکران!


     انتخابات ریاست جمهوری افغانستان آزمون بسیار خوبی برای روشنفکران ما شده است. بسیاری از این نخبگان ارجمند نوشته ها، کتاب ها، سخنرانی ها و مناظره های تلویزیونی سال های گذشته شان را فراموش کرده اند و براندیشه گذشته خود چوب حراج زده اند. این گروه تحت تأثیر فضای احساسی و هیجانی و البته مادی انتخابات گمان می کنند مردم دیدگاه های آنان را فراموش کرده اند. اما برخی از مردم که تحت تأثیر فضای انتخاباتی قرار نگرفته اند مشغول مقایسه داده های پیشین و پسین روشنفکران هستند و در باره آنان داوری می کنند. در حالی که کاندیداهای ریاست جمهوری تا کنون نتوانسته اند حد اقل در حدنظری و تئوری یک برنامه منسجم برای برون رفت افغانستان از بحران دیرپای کنونی به پیشگاه مردم تقدیم کنند، چگونه روشنفکران ما فروتنانه مجیزگویی را پیشه کرده اند و از کاه کوه می سازند. مدینه فاضله ترسیم می کنند. انتخابات سرانجام برگزار خواهد شد و افکار عمومی در باره روشنفکران اصطلاحی در افغانستان، داوری خواهد کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 20:4  توسط  آصف جوادی  | 

زنی در دایکندی بینی هوویش را برید!


بی بی سی:



طاهره ۲۱ ساله، حدود یک سال پیش با رضایت خود همراه با مردی ازدواج کرد که یک زن دیگر هم داشت. طاهره حالا یک فرزند دارد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 22:12  توسط  آصف جوادی  | 

مبارک بادت این سال و همه سال * همایون بادت این روز وهمه روز


عيد نوروز: عکس شماره 9 / 10

عمرخیام:

برچهره گل شبنم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

 

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

برخیز و به جام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه تست

فردا همه از خاک تو برخواهد رست

 

بنگر ز صبا دامن گل چاک شده

بلبل ز جمال گل طربناک شده

در سایه گل نشین که بسیار این گل

از خاک برآمده است و در خاک شده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 22:50  توسط  آصف جوادی  | 

باران و تصادف

سلام!

     این روزها در هرات هستم . هوا بارانی و پاک اما کمی سرد. چند روز پیش توفانی آمده بود و یک کودک را کشت و شماری را زخمی کرد. افزون براین، بیش از همه برای نامزدان ریاست جمهوری و شورای ولایتی زیان داشت بسیاری از بنرهای تبلیغاتی را ازجا کند و یا پاره کرد.

     خبر دیگر که حالا در خبرگزاری های افغانستان خواندم این خبر ناگوار بود که نه نفرمهاجری که از ایران رد مرز شده بود در مسیر اسلام قلعه - هرات بر اثر تصادف سراچه آنان با یک ماشین دیگر، کشته شدند. از قدیم گفته اند سنگ به پای لنگ ! کاش خدا کمی ....!


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 12:41  توسط  آصف جوادی  | 

امتحان!


 

سلام!
این روزها گرفتار امتحان های نهایی و تصحیح پارچه های امتحان هستم، ازاین رو کمتر فرصت آمدن در فضای مجازی دارم.
این روزها هرات بسیار سرد شده است. بسیاری از مردم این شهر تاریخی از امکانات گرمایشی برخوردار نیستد.

در روزهای به شدت سرد هرات، به یاد روزهای تابستانی چندسال پیش ساحل دریای مازندران در ایران:
Photo: ‎سلام! 
این روزها گرفتار امتحان های نهایی و تصحیح پارچه های امتحان هستم، ازاین رو کمتر فرصت آمدن در فضای مجازی دارم.
این روزها هرات بسیار سرد شده است. بسیاری از مردم این شهر تاریخی از امکانات گرمایشی برخوردار نیستد.

در روزهای به شدت سرد هرات، به یاد روزهای تابستانی چندسال پیش ساحل دریای مازندران در ایران:‎
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1392ساعت 8:24  توسط  آصف جوادی  | 

«شمع های شب دیجور»


کانون ادبی فرهنگی کلمه برگزار می کند:
عصر شعر آیینی «شمع های شب دیجور» یادواره 5هزار شهید کابل، با حضور اساتید برجسته شعر افغانستان.
قم- جمعه 29 آذر(قوس)- ساعت 3 الی 6 عصر
نشانی:بلوار بهار- مدرسه حجتیه-سالن مطهری.
Photo: ‎انجمن ادبی فرهنگی کلمه برگزار می کند:
عصر شعر آیینی «شمع های شب دیجور» یادواره 5هزار شهید کابل، با حضور اساتید برجسته شعر افغانستان. 
قم- جمعه 29 آذر(قوس)- ساعت 3 الی 6 عصر
نشانی:بلوار بهار- مدرسه حجتیه-سالن مطهری.‎
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 16:28  توسط  آصف جوادی  | 

امتحان نهایی


      سلام!

   این روزها برای دانشجویان در افغانستان روزهای پرکار و به یادماندنی امتحان پایان سیمستر (ترم) است. شماری از دانشجویان که در طول دوره درس خوانده اند، بدون نگرانی امتحان می دهند و محصول کار و تلاش خود را بر می دارند. گروهی دیگر که به هر دلیلی درس نخوانده اند، به فکر نقل و تقلب و در نهایت به فکر امتحان چانس و معذرتی افتاده اند. تقلب در دانشگاه های افغانستان در مرحله نخست به دو دسته انفرادی و اشتراکی تقسیم می شود:
     1- تقلب های انفرادی:
     نوشتن بر کف دست، لباس، کاغذهای کوچک، چوکی، دیوار کلاس، زیر دامن لباس مردانه افغانی، لوله کردن کاغذ و انداختن در لوله خودکار، گذاشتن دو ورق کاغذ روی هم و نوشتن مطلب بر کاغد بالایی با فشار تا در ورق پایین نیز نقش بندد، به صورت نامرئی و کاغذ سفید دیده شود.
     2 - تقلب های اشتراکی:
     پیامک کردن، حرف زدن بدون نگاه به همدیگر، سرخاراندن و علامت دادن شماره و جواب سؤال های چهارگزینه ای تستی با تعداد انگشتان، بلند گرفتن پارچه امتحانی تا نفر پشت سر پاسخ ها را بخواند. قرار دادن پارچه امتحانی رو به روی شیشه پنجره تا نفر پشت سر در شیشه بخواند. سؤال کردن از استاد ناظر و مشغول کردن او تا افراد دیگر از روی کاغذ بنویسد. زدن کف کفش به زمین به تعداد شماره سوال و همین کار نوسط دانشجوی دیگر به تعداد شماره جواب سؤال. بلند بلند خواندن پاسخ از پشت پنجره صنف برای همکاری که در صنف مشغول امتحان است.
     غیر از این ها حتماً راهکارهای دیگری نیز است که من ندیده ام و نشنیده ام. اگر شما می دانید بنویسید.


Photo: ‎سلام!

این روزها برای دانشجویان در افغانستان روزهای پرکار و به یادماندنی امتحان پایان سیمستر (ترم) است. شماری از دانشجویان که در طول دوره درس خوانده اند، بدون نگرانی امتحان می دهند و محصول کار و تلاش خود را بر می دارند. گروهی دیگر که به هر دلیلی درس نخوانده اند، به فکر نقل و تقلب و در نهایت به فکر امتحان چانس و معذرتی افتاده اند. تقلب در دانشگاه های افغانستان در مرحله نخست به دو دسته انفرادی و اشتراکی تقسیم می شود:
 1- تقلب های انفرادی: 
نوشتن بر کف دست، لباس، کاغذهای کوچک، چوکی، دیوار کلاس، زیر دامن لباس مردانه افغانی، لوله کردن کاغذ و انداختن در لوله خودکار، گذاشتن دو ورق کاغذ روی هم و نوشتن مطلب بر کاغد بالایی با فشار تا در ورق پایین نیز نقش بندد،  به صورت نامرئی و کاغذ سفید دیده شود.
2- تقلب های اشتراکی:
پیامک کردن، حرف زدن بدون نگاه به همدیگر، سرخاراندن و علامت دادن شماره و جواب سؤال های چهارگزینه ای تستی با تعداد انگشتان، بلند گرفتن پارچه امتحانی تا نفر پشت سر پاسخ ها را بخواند. قرار دادن پارچه امتحانی رو به روی شیشه پنجره تا نفر پشت سر در شیشه بخواند. سؤال کردن از استاد ناظر و مشغول کردن او تا افراد دیگر از روی کاغذ بنویسد. زدن کف کفش به زمین به تعداد شماره سوال و همین کار نوسط دانشجوی دیگر به تعداد شماره جواب سؤال. بلند بلند خواندن پاسخ از پشت پنجره صنف برای همکاری که در صنف مشغول امتحان است.
غیر از این ها حتماً راهکارهای دیگری نیز است که من ندیده ام و نشنیده ام. اگر شما می دانید بنویسید.‎

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392ساعت 21:18  توسط  آصف جوادی  | 


     سلام!
   در نبش چهار راه آمریت خیابان ولایت هرات ، در صد متری کنسولگری پاکستان و هندوستان، یک باجه تلفن شهری همیشه توجهم را جلب کرده بود و برایم همیشه این پرسش وجود داشت که در این چهار راه بیش از هر فناوری دیگر اگر لازم باشد، یک چراغ ترافیک لازم است نه گوشی تلفن، در حالی که هرکسی دست کم یک موبایل در جیب خود دارد. از کفاشی که در کنار این گوشی می نشیند و کفشگری می کند پرسیدم: این تلفن (کار می کند) درست است؟ در حالی که کفشم را رنگ می کرد گفت: کار نخاد کرد= احتمالاً کار نمی کند. ساعت 7:30 شب وقتی خلوت بود و از کنار باجه تلفن رد می شدم، رفتم از نزدیک نگاه کردم، آری! تلفن ساخت ایران است و بر روی آن نوشته شده است: «هدیه جمهوری اسلامی ایران به ملت افغانستان» گوشی را برداشتم نه سوتی نه بوقی نه صدایی! ساکت ساکت انگار از روزی که ساخته شده، صدایی را نشنیده است. اما از کنار هدیه جمهوری اسلامی ایران که ساکت و آرام ایستاده است و همچنین از پیش کنسولگری ایران و از بغل گوش کنسولگری هندوستان، هر روز چندین بار اتوبوس های هدیه دولت پاکستان به ملت افغانستان، با آلودگی صوتی و محیطی فراوان و وحشتناک عبور و مرور می کند و چهارنعل بر خیابان های هرات می دود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 22:25  توسط  آصف جوادی  | 

سلاخی افغانی

    هنوز بینی عایشه به کمک نصارا!! ترمیم نشده بود که لب و بینی ستاره به دست مرد با غیرت و مسلمان افغانی بریده شد!! هرچه تلاش کردم در باره این تصاویر جمله ای بنویسم خدا می داند نتوانستم. اگر شما می توانید یک جمله بنویسید!

تصویر نخست: لب و بینی بریده شده ستاره

تصویر دوم و سوم: عایشه که گوش و بینی اش بریده شده است.

تصویر چهارم ستاره در شفاخانه


+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 0:40  توسط  آصف جوادی  | 

سالروز تولد احمدشاملو




    

Photo: ‎مسافر تنها
با آتش حقیرت
در سایه سار بید
در انتظار کدام سپیده دمی ؟!‎


احمد شاملو ۸۸ (الف بامداد) ساله شد احمد شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیانگذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران ۸۸ ساله شد. شاملو متولد ۲۱ آذرماه ۱۳۰۴ در خانه شماره ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه تهران است. شاملو به قطع از معروف‌ترین و محبوب‌ترین شاعران ایرانی است که آثار فراوانی از قبیل شعر و ترجمه و نمایش‌نامه و فیلم‌نامه و … از او به جا مانده است. از معروف‌ترین آثار او می‌توان به "کتاب کوچه" اشاره کرد که عنوان فرهنگ‌نامه‌ای است که شاملو به کمک همسرش آیدا سرکیسیان در چندین مجلد به عنوان دایره‌المعارف فرهنگ عامیانه مردم ایران تدوین کرده است. این دانشنامه در چندین جلد شامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های ایرانی است. شاملو فعالیت‌های سینمایی هم داشته است که البته به اندازه کار او در شعر و ترجمه موفق نبوده است. از میان فیلم‌نامه‌هایی که نوشته است می‌توان به بن بست (۱۳۴۳، میرصمدزاده) و فرار از حقیقت (۱۳۴۵، ملک‌مطیعی) اشاره کرد. شاید بتوان از مهم‌ترین اتفاقات زندگی احمد شاملو آشنایی‌اش با نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی نام برد.او در سال ۱۳۲۵ با نیما آشنا می شود. رابطه شاملو و نیما بیشتر می شود به طوری که بین آن‌ها رابطه خانوادگی ایجاد می‌شود که تا سال‌های متمادی دوام می‌یابد. نیما یوشیج در ۱۴ خرداد ۱۳۴۰ کتاب "افسانه" خود را با یادداشتی به شاملو هدیه می‌دهد و می‌نویسد: "عزیز من، این چند کلمه را برای این می‌نویسم که این جلد افسانه از من، در پیش شما یادگاری باشد. شما واردترین کس به کار من و روحیه من هستید و با جراتی که التهاب و قدرت ِ رویت لازم دارد، واردید. از آثار مهم شاملو می‌توان به هوای تازه، باغ آینه، آیدا در آینه، آیدا،درخت و خنجر و خاطره، ابراهیم در آتش، دشنه در دیس، مدایح بی‌صله و … نام برد. شاملو همچنین رمان‌ها و مجموعه اشعار شاعران دیگر را نیز ترجمه کرده است. از اشعار می‌توان به هم‌چون کوچه بی‌انتها، هایکو، شعر ژاپنی به همراه ع.پاشایی و سیاه همچون اعماق آفریقای خودم اشاره کرد. دن آرام نوشته میخائیل شولوخف معروف‌ترین رمانی است که شاملو ترجمه کرده است. احمد شاملو بی شک تاثیرگزارترین فرد بر شعر معاصر فارسی است. احمد شاملو در ساعت ۹ یک شنبه شب دوم مرداد ماه در خانه خود در دهکده فردیس درگذشت.


عابر

(به شادروان شاملو)

عصا زنان به سوی ماه می رود عابر

کتاب کوچه به همراه می رود عابر

 

تمام خستگی اش را نهاده بر دوشش

نگاه  می کند و... گاه  می رود عابر

 

از آن چه رفته بر ايل وتبار غمناکش

چه رنج دیده، چه آگاه می رود عابر


همیشه دفتر تقويم ها ورق خورده است

ولی چه زود  و چه کوتاه می رود عابر


ميان ماندن و رفتن که انتخابی نيست

چه می توان به جز اين راه ... می رود عابر

 

درخت دست تکان می دهد: خدا حافظ

نسيم چشم به راه : ....آه می رود عابر


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 15:48  توسط  آصف جوادی  | 

وضع کار وبار


سلام!
در همسایگی شعبه دوم دانشگاه خواجه عبدا... انصاری (رح) یک مرکز خرید (مارکیت) بود که نسبتاً لوکس و لوازم آرایشی و بهداشتی و لباس زنانه می فروخت. دست کم روز یک بار از پیش این مرکز خرید رفت و آمد داشتم در طول چندماه، کسی را ندیدم که چیزی خریده و بیرون آمده باشد. عصرها دکانداران این مرکزخرید که بیشتر جوانان بودند در حیاط آن فوتبال بازی می کردند. یک سگ سفید خونگرم و آرام نیز در حیاط این مارکیت قدم می زد و هیچ وقت سروصدا و عوعو و بالاتر از آن به کسی بی احترامی نمی کرد! به تدریج دکان ها خالی شدند.... تا این که سرانجام دیروز موتر باری آوردند و آخرین کالاها و اجناس فروشی را بار زدند و بردند. حالا پاساژ لوکس مانده است و یک نگهبان! این است وضع کار وبار در افغانستان در آستانه سال نگبت 2014 وتوشیح توافقنامه امنیتی توسط رئیس جمهور و تصویب آن توسط مجلس شورای ملی. ده ها جوان جویای کار، بیکار شدند و چندین خانواده به فکر گذران زندگی ماندند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1392ساعت 18:49  توسط  آصف جوادی  | 

آوازخوان خسته



Photo: ‎آوازخوان خسته
لنگستون هیوز ترجمه شادروان احمدشاملو


1 - آوازه‌خوان خسته  
 

می‌شنیدم یه سیا
که با زمزمه‌ی آرومی خودشو تکون می‌داد
آهنگ خفه‌ی گرفته‌ی خواب‌آوری رو می‌زد.
اون شب پایین خیابون «گنوکس»
زیر نور کم‌سوی یه چراغ گاز کهنه
به آهنگ اون آوازای خسته
آروم می‌جمبید
آروم می‌جمبید.
با سر انگشتاش که به آبنوس می‌موند
رو کلیدای عاجی
از یه پیانو قراضه آهنگ درمی‌آورد.
رو چارپایه‌ی تقّ و لقّش
به عقب و جلو تکون می‌خورد و
مث یه موسیقیدون عاشق
اون آهنگای خشن و غمناکو
می‌زد،
آهنگایی که
از دل و جون یه سیا درمیاد.
آهنگای دلسوز.
پیانوش ناله می‌کرد و
می‌شنیدم که اون سیا
با صدای عمیقش
یه آهنگ مالیخولیایی می‌خوند:
«ــ و تو همه دنیا هیچکی رو ندارم
     جز خودم هیچکی رو ندارم،
     می‌خوام اخمامو وا کنم و
     غم و غصه‌مو بذارم کنج تاقچه.»
دومب، دومب، دومب…
صدای پاش تو خیابون طنین مینداخت.
اون وخ
چند تا آهنگ که زد یه چیز دیگه خوند:
«ــ من آوازی خسته دارم و
     نمی‌تونم خوش باشم.
     آوازی خسته دارم و
     نمی‌تونم خوش باشم.
     دیگه هیچ خوشی تو کارم نیست
     کاشکی مرده بودم.»
تا دل شب این آهنگو زمزمه کرد.
ستاره‌ها و مهتاب از آسمون رفتن.
آوازه‌خون سیا آوازشو تموم کرد و خوابید
و با آوازای خسته‌یی که تو کله‌اش طنین مینداخت
مث یه مرده مث یه تیکه سنگ به خواب رفت


2-  یه سیام من  
 

یه سیام من:
سیا، مث شب که سیاس
سیا، عین اعماق آفریقای خودم.
بَرده شدم:
   سزار بم گفت پله‌هارو براش تمیز کنم
   چکمه‌های واشنگتن رو من واکس زدم.
کارگر شدم:
   اَهرام مصرو دستای من بالا برد
   مِلاط و شفته‌ی آسمون خراش وول وُرت  رو من درست
کردم.   
آوازه‌خون شدم:
   آوازای غم‌انگیزمو از آفریقا تا جورجیا
   تو تموم اون راه دراز با خودم کشیدم.
   من بودم که راگ تایم رو ساختم.
قربونی شدم:
   تو کنگو، بلژیکی‌ها دستامو قطع کردن.
   هنوز هم تو تکزاس منو لینچ می‌کنن.
یه سیام من:
   سیا، عینهو شب که سیاس
   سیا، عین اعماق آفریقای خودم..‎



لنگستون هیوز ترجمه شادروان احمدشاملو


1 - آوازه‌خوان خسته


می‌شنیدم یه سیا
که با زمزمه‌ی آرومی خودشو تکون می‌داد
آهنگ خفه‌ی گرفته‌ی خواب‌آوری رو می‌زد.
اون شب پایین خیابون «گنوکس»
زیر نور کم‌سوی یه چراغ گاز کهنه
به آهنگ اون آوازای خسته
آروم می‌جمبید
آروم می‌جمبید.
با سر انگشتاش که به آبنوس می‌موند
رو کلیدای عاجی
از یه پیانو قراضه آهنگ درمی‌آورد.
رو چارپایه‌ی تقّ و لقّش
به عقب و جلو تکون می‌خورد و
مث یه موسیقیدون عاشق
اون آهنگای خشن و غمناکو
می‌زد،
آهنگایی که
از دل و جون یه سیا درمیاد.
آهنگای دلسوز.
پیانوش ناله می‌کرد و
می‌شنیدم که اون سیا
با صدای عمیقش
یه آهنگ مالیخولیایی می‌خوند:
«ــ و تو همه دنیا هیچکی رو ندارم
جز خودم هیچکی رو ندارم،
می‌خوام اخمامو وا کنم و
غم و غصه‌مو بذارم کنج تاقچه.»
دومب، دومب، دومب…
صدای پاش تو خیابون طنین مینداخت.
اون وخ
چند تا آهنگ که زد یه چیز دیگه خوند:
«ــ من آوازی خسته دارم و
نمی‌تونم خوش باشم.
آوازی خسته دارم و
نمی‌تونم خوش باشم.
دیگه هیچ خوشی تو کارم نیست
کاشکی مرده بودم.»
تا دل شب این آهنگو زمزمه کرد.
ستاره‌ها و مهتاب از آسمون رفتن.
آوازه‌خون سیا آوازشو تموم کرد و خوابید
و با آوازای خسته‌یی که تو کله‌اش طنین مینداخت
مث یه مرده مث یه تیکه سنگ به خواب رفت


2- یه سیام من


یه سیام من:
سیا، مث شب که سیاس
سیا، عین اعماق آفریقای خودم.
بَرده شدم:
سزار بم گفت پله‌هارو براش تمیز کنم
چکمه‌های واشنگتن رو من واکس زدم.
کارگر شدم:
اَهرام مصرو دستای من بالا برد
مِلاط و شفته‌ی آسمون خراش وول وُرت رو من درست
کردم.
آوازه‌خون شدم:
آوازای غم‌انگیزمو از آفریقا تا جورجیا
تو تموم اون راه دراز با خودم کشیدم.
من بودم که راگ تایم رو ساختم.
قربونی شدم:
تو کنگو، بلژیکی‌ها دستامو قطع کردن.
هنوز هم تو تکزاس منو لینچ می‌کنن.
یه سیام من:
سیا، عینهو شب که سیاس

سیا، عین اعماق آفریقای خودم...


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1392ساعت 13:47  توسط  آصف جوادی  | 

آخرین درس این ترم


باسلام!
دیروز آخرین روز درسی این ترم(سیمستر) بود. تدریس در مؤسسه آموزش عالی خواجه عبدا... انصاری تجربه جدیدی بود. بر اساس ضرب المثل قدیمی اگر «مشت را نمونه خروار بگیریم» می توانیم دانشجویان امروز افغانستان را به چند گروه تقسیم کنیم:
1- گروهی که کارمند دولت و مؤسسه ها هستند و برای ادامه کار خود نیاز به مدرک تحصیلی یا ارتقای آن دارند. این گروه به رغم این که بی میل نیستند که درس بخوانند و بر یافته ها و داشته های خود بیفزایند، چندان فرصت و وقتی برای حضور در صنف و تحقیق و پژوهش ندارند. کار اصلی این گروه، کار در اداره و سازمان و مؤسسه ای است که نیازمندی های معیشتی آنان را تأمین می کند.
2- گروهی که از امکانات مالی و معیشتی خوبی برخوردارند و فعالیت ها و کارهای شخصی دارند اما در کنار آن دوست دارند از پرستیژ و کلاس دانشگاه هم عقب نمانند. این گروه چون مشکلی از این ناحیه ندارند نوعاً چندان انگیزه ای برای درس خواندن، بی خوابی کشیدن و عرق ریختن ندارند و به پاس کردن درس ها و مضامین اکتفا می کنند.
3- گروهی که با انگیزه و هدف رشته ای را انتخاب کرده اند و دوست دارند با موفقیت و کامیابی آن را به پایان برسانند. این گروه به رغم همه مشکلات و گرفتاری های گوناگون، تلاش و کوشش می کنند تا درس ها را فرا بگیرند و به آموختن به عنوان یک نیاز می نگرند.
این گروه خود به دو دسته تقسیم می شود:
الف- کسانی که با ریاضت و تحمل مشکلات فراوان امروز افغانستان، صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند و از خوراک و پوشاک خود می برّند تا هزینه درس و دانشگاه را پرداخت کنند. چون انگیزه و هدف آموزشی دارند و چون هزینه درس را به سختی آماده می کنند، خوب درس می خوانند. جرعه های درس گوارای شان باد!
ب- کسانی که با انگیزه و هدف وارد دانشگاه ها شده اند اما در ادامه راه، پرداخت فیش و هزینه ناچیز دانشگاه و هزینه و مصرف سرسام آور زندگی باعث می شود که بر اساس طبقه بندی مازلو از نیازهای انسان، زنده ماندن و تأمین نیازهای فیزیولوژیک(خوراک و پوشاک و نوشاک)را در افغانستان کنونی، در اولویت قرار بدهند و با درس و دانشگاه خداحافظی کنند. در هر دانشگاهی هستند دانشجویانی که قادر به ادامه درس و تحصیل نیستند. کاش راهکار و چاره ای اندیشیده می شد تا هیچ کسی از درس خواندن به این دلایل انصراف نمی دادند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 17:27  توسط  آصف جوادی  | 

جنبه های روانی و عملی تأیید پیمان استرانریک امریکا و افغانستان


     این روزها تأیید یا عدم تأیید پیمان استراتژیک افغانستان و امریکا توسط لویه جرگه مشورتی، افکار عمومی مردم افغانستان و حتی کشورهای همسایه را به خود جلب کرده است. بر اساس اخبار رسانه های افغانستان مردم افغانستان در برابر امضا و عدم امضای این پیمان به دو گروه تقسیم شده اند:




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1392ساعت 15:16  توسط  آصف جوادی  | 

تولدت مبارک!

به نام خدا!

سروش جان تولدت مبارک!

     امروز سی ام آبان ماه (عقرب) سالروز تولد پسر کوچکم آقا سروش است. آقا سروش هم اکنون در ایران و دانش آموز سال اول دبیرستان است. او جزء سه نفر اول کلاس خود است. پانزده سال پیش در چنین روزی برای انتخاب نام پسرم به پیشگاه حافظ عرض ارادت کردم، این بیت آمد:

تانباشی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

گوش نامحرم نباشد جای پیغام «سروش»

     این عکس آقا سینا و آقا سروش،پسرانم است که سال ها پیش در دوران خاطره انگیز کودکی شان، برای درست کردن مدرک گرفتیم که به خاطر خواب آلودگی سروش! قبول نکردند و دوباره عکس گرفتیم!
Photo: ‎به نام خدا!
                                 سروش جان تولدت مبارک!
امروز سی ام آذرماه (عقرب) سالروز تولد پسر کوچکم آقا سروش است.  آقا سروش هم اکنون در ایران و دانش آموز سال اول دبیرستان است. او جزء سه نفر اول کلاس خود است. پانزده سال پیش در چنین روزی برای انتخاب نام پسرم به پیشگاه حافظ عرض ارادت کردم، این بیت آمد: 
تانباشی آشنا زین پرده رمزی نشنوی   
گوش نامحرم نباشد جای پیغام «سروش»
این عکس آقا سینا و آقا سروش،پسرانم است که سال ها پیش در دوران خاطره انگیز کودکی شان، برای درست کردن مدرک گرفتیم که به خاطر خواب آلودگی سروش! قبول نکردند و دوباره عکس گرفتیم!‎

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 15:46  توسط  آصف جوادی  | 

با شماری از استادان و دانشجویان دانشگاه خواجه عبدا... انصاری هرات. پاییز امسال.

Photo: ‎با شماری از استادان و دانشجویان دانشگاه خواجه عبدا... انصاری هرات. پاییز امسال.‎

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1392ساعت 21:54  توسط  آصف جوادی  | 

روزجهانی دانشجو مبارک!


Photo: ‎سلام!
امروز بیست و ششم عقرب(آبان) برابر با هفدهم نوامبر 2013 میلادی، روز جهانی دانشجو است. این روز را به همه دانشجویان به ویژه دانشجویان دانشگاه خواجه عبدا... انصاری هرات تبریک می گویم. امید وارم دوران دانشجویی، پر از خاطره های ماندگار و کامیابی های پیاپی برای دانشجویان ارجمند باشد.
امروز صبح وقتی روز دانشجو را در کلاس به دانشجویان تبریک گفتم بسیاری از آنان ابراز تعجب کردند از این که چنین روزی وجود داشته است. گرفتاری های روز مره زندگی و نارسایی های باقی مانده از چند دهه جنگ در افغانستان، همه فکر و تلاش مارا برای عبور از گردنه های پر پیچ وخم زندگی به خود مشغول کرده است.
دربخش تصاویر گوگیل این تصویر را برای این روز مناسب دیدم و برگزیدم.‎






سلام!

امروز بیست و ششم عقرب(آبان) برابر با هفدهم نوامبر 2013 میلادی، روز جهانی دانشجو است. این روز را به همه دانشجویان به ویژه دانشجویان دانشگاه خواجه عبدا... انصاری هرات تبریک می گویم. امید وارم دوران دانشجویی، پر از خاطره های ماندگار و کامیابی های پیاپی برای دانشجویان ارجمند باشد.
امروز صبح وقتی روز دانشجو را در کلاس به دانشجویان تبریک گفتم بسیاری از آنان ابراز تعجب کردند از این که چنین روزی وجود داشته است. گرفتاری های روز مره زندگی و نارسایی های باقی مانده از چند دهه جنگ در افغانستان، همه فکر و تلاش مارا برای عبور از گردنه های پر پیچ وخم زندگی به خود مشغول کرده است.
دربخش تصاویر گوگیل این تصویر را برای این روز مناسب دیدم و برگزیدم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 13:51  توسط  آصف جوادی  | 

تخت سفر

بعد از ظهر جمعه (دیروز) در هوای ابر وبادی پیش از باران، به منطقه گردشی تفریحی تخت سفر هرات رفتیم. این منطقه به پارک جنگلی می ماند که آقایان و بیشتر موتور سواران برای گردش و تفریح به آن جا می روند. این منطقه به گونه غیر رسمی به آقایان اختصاص یافته است. به گونه ای که هیچ خانمی یا دخترخانمی یا مردی که به اتفاق خانواده خود بیاید و از هوای کوهستانی و نسبتاً پاک آن استفاده کند دیده نمی شود. شهرداری هرات از هرماشینی که وارد پارک می شود مبلغ 20 افغانی می گیرد. بر روی یکی از تپه ها، هتل نسبتاً شیکی ساخته شده که ویژه مهمانان دولتی است.
Photo: ‎بعد از ظهر جمعه (دیروز) در هوای ابر وبادی پیش از باران، به منطقه گردشی تفریحی تخت سفر هرات رفتیم. این منطقه به پارک جنگلی می ماند که آقایان و بیشتر موتور سواران برای گردش و تفریح به آن جا می روند. این منطقه به گونه غیر رسمی به آقایان اختصاص یافته است. به گونه ای که هیچ خانمی یا دخترخانمی یا مردی که به اتفاق خانواده خود بیاید و از هوای کوهستانی و نسبتاً پاک آن استفاده کند دیده نمی شود. شهرداری هرات از هرماشینی که وارد پارک می شود مبلغ 20 افغانی می گیرد. بر روی یکی از تپه ها، هتل نسبتاً شیکی ساخته شده که ویژه مهمانان دولتی است.‎

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 14:18  توسط  آصف جوادی  | 

روزعاشورا

       امروز عاشورا است من در اتاق هستم و هنوز بیرون نرفته ام. تلویزیون کوچکی را که در هال گذاشته اند روشن می کنم. بسیاری از شبکه های موجود در افغانستان را نمی گیرد. نمی دانم به خاطر کهنگی خود تلویزیون است که قطعا عمرش چندین برابر عمردانشگاه خواجه عبدا... انصاری است و یا به خاطر نداشتن آنتن است. شاید به هردو دلیل باشد! بسیاری از شبکه هایی که تصویرش از لابه لای برفک قابل دیدن است عاشورایی شده اند. برنامه های عاشورایی پخش می کنند مانند آرزو، آریانا، ملی، تمدن و... سرانجام بر شبکه تمدن توقف می کنم که برنامه عزاداری را از مسجد حوزه علمیه خاتم النبیین کابل به گونه زنده پخش می کند. سخنرانان یکی پس از دیگری پشت تریبون قرار می گیرند و افاضه می فرمایند. برخی این تریبون را با تریبون تبلیغاتی سیاست اشتباه می گیرند و حرف های جالب می زنند! حجت الاسلام اکبری نماینده بامیان در مجلس نمایندگان افغانستان با صدای رسا اعلام می کند که ملت غیور و چنین و چنان شده افغانستان پیمان استراتژیک با امریکا را امضا نمی کند و زیر بار ذلت نمی رود!! این پرسش که آقای اکبری نظر ملت غیور افغانستان را از چه راه کشف کرده است که با قاطعیت آن را بیان می کند همچنان باقی است. شاید لوی جرگه هفته آینده به این پرسش پاسخ بدهد. پس از آن جنرال عبدالرحیم وردک سخنرانی خود را در باره امام حسین شروع می کند که بیشتر مانند قطعه ادبی است و از رو می خواند. در پایان و در ادامه همان متن روضه کربلا را می خواند. خودش هم تحت تأثیر قرار می گیرد در حالی که گریه راه گلویش را گرفته است ادامه می دهد. قطع نظر از برخی اشتباهات جزئی در خواندن اشعار و اسامی کسانی که در کربلا نقش مثبت یا منفی داشتند، سخنرانی بسیار منصفانه ای ارائه کرد. کاش همه نخبگان دینی و غیر دینی افغانستان مانند آقای عبدالرحیم وردک سخن بگویند. کاش همه زبان ها با دل ها همراه شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392ساعت 14:17  توسط  آصف جوادی  | 

عصرتاسوعا

سلام!
بعد از ظهر امروز مراسمی در دانشگاه اشراق برگزار بود. تعداد کمی آمده بودند. در آغاز نشست رسیدیم. مجری برنامه بسیار خوب اجرا می کرد. البته طرفدار شعر نیمایی هم بود. زیرا در فاصله دعوت از سخنرانان بیشتر شعر نیمایی می خواند و البته بدون مناسبت! مثلا در روزتاسوعا شعر معینی کرمانشاهی ( عجب صبری خدا دارد...) را خواند. اقای احمدی رئیس بنیاد شهید احمدشاه مسعود در باره امام حسین سخنرانی کرد. یکی از دانشجویان اشراق به نام خانم مهدویان شعری یا به قول مجری نعتی در باره امام حسین خواند. بعد از آن مجری شعر نیمایی بلند نیمایی«مرگ انسانیت» شاد روان فریدون مشیری را خواند. موسا چومبه را موسِی چَمبه خواند. در پایان از آقای حجت الاسلام دکتر رضایی خواست که سخنرانی کند. البته خوب سخنرانی کرد. افزون براین که مطالب قابل استفاده بیان کرد، در چارچوب وقت معین شده پایان داد. در پایان یکی از کارمندان کنسولگری ایران که در محفل بود کاغذی به مجری فرستاد که موسی چَمبه نیست بلکه موسا چومبه است! مجری نیز تصحیح کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 20:23  توسط  آصف جوادی  | 

شب تاسوعا

سلام!
شب تاسوعا با یکی از دانشجویان به مسجد پنج تن جبرئیل هرات رفتیم. با وجود این که هنوز مجلس عزاداری آغاز نشده بود، دو سوم مسجد پرشده بود. نظم و هماهنگی در مدیریت مجلس بسیار خوب بود. گروه انتظامات مسجد باکارت انتظامات شان شناخته می شد که به سینه آویخته بودند. برخی از آنان در هنگامی که در مسجد جایی برای دیرآمدگان نبود به مردم دستور می دادند که مثل قوتی کبریت در کنار هم بنشینند تا جا برای دیگران باز شود. در این مجلس تا وقتی که ما بودیم حداقل 4نفر سخنرانی کردند. دختر خانم خردسالی سخنرانی کرد که می گفتند حافظ قران است. بسیار با شجاعت بدون این که استرسی در چهره اش باشد متنی را که از کتابی حفظ کرده بود با اعتماد به نفس کامل در قالب سخنرانی بیان کرد. دیگر سخنرانان نیز سخنان و مطالب بسیار کاربردی که به درد امروز جامعه نابسامان ما می خورد ارائه کردند. من که توفیق حضور چندانی در این گونه جلسات خیلی ندارم کمی امید وار شدم. خدا کند که سخنرانان محترم همیشه از سخنان موهوم، آرمانگرایانه ، کلیشه ای و تفرقه برانگیز که شرکت کنندگان و شنوندگان برای صدمین بار شنیده اند و از بر کرده اند، پرهیز کنند. پیش از آن که حلقه های سینه زنی تشکیل شوند ما بیرون آمدیم. خداکند نوحه خوانان نیز نوحه های معقول و منطقی به دور از خرافات بخوانند. در هنگام بیرون آمدن فردی را با لباس شخصی و کلاشینکوفی در دست دیدم که از مسجد بیرون می آمد. نمی دانم محافظ کسی بود یا به دلایل امنیتی و حفاظت از عزاداران از سوی پلیس آمده بود. امید وارم که دهه محرم امسال بدون کدام رویداد ناخوشایند به پایان برسد و حادثه تلخ و غم انگیز زیارت سخی کابل در هیچ جای افغانستان تکرار نشود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 14:18  توسط  آصف جوادی  | 

فاعتبروا یااولی الابصار!

دروغ آشکار وزارت محترم داخله جمهوری اسلامی افغانستان درباره درصد اقوام!

اگر راست می گویند وزارت داخله برنامه سرشماری شفاف را زیر نظر سازمان های مستقل و غیر دولتی برگزار کند تا:

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

 

http://files.afghanpaper.com/pics/201310/201310300536481494.jpg

 


http://files.afghanpaper.com/pics/201310/201310300536484453.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1392ساعت 22:22  توسط  آصف جوادی  | 

شب شعر وموسیقی



    در هرات اولین جشنواره ادبی- هنری هرات توسط موسسه فرهنگی- اجتماعی نواندیشان در حال برگزاری است. امشب شب شعر و موسیقی جشنواره در قلعه اختیارالدین معروف به ارگ هرات برگزار شد. کارت دعوتی برای استادان دانشگاه خواجه عبدالله انصاری فرستاده بودند چند نفر ی برای شرکت در شب شعر و موسیقی رفتیم. وقتی رسیدیم سالن پرشده بود ماشاء الله چقدر شاعر زیاد بود. ازکابل آمده بودند ازمزار آمده بودند. خود هرات باستان! هم که مهد و زادگاه شاعران و شعر است. پشت سرهم می آمدند و می خواندند و هرگاه حاضران غیر شاعر که البته در اقلیت مطلق بودند، خسته می شدند گروه موسیقی وارد میدان می شد و ترانه های محلی و سیاه موی و جلالی را می خواندند. ازکابل دکتر حفیظ شریعتی دعوت شده بود. خاطره ای از ترکیه نقل کرد که کسی مرگ فجیع!! دکتر را پیش بینی کرده است. ازتاجیکستان و هند هم آمده بودند شاعر تاجیک چند رباعی بسیار زیبا خواند. برخی شعرها بسیار زیبا سروده شده بود و البته برخی هم... من شعر گرگ را خواندم.

گرگ
گرگ، تا ازفلاخن تهمت ، سنگ تقصيرو ناسزا خورده

در چراگاه حضرت آدم ، لاجرم بره خدا خورده


گرگ بدصورت است درظاهر، گرگ بدسيرت است درباطن

هرچه ديده دريده و برده است، هرچه برده است ناروا خورده


گرگ غدّار وادی نیرنگ یوسف نازنین کنعان را

روز روشن به پيش چشم پدر، درحضور من و شما خورده


گرگ كشمير الگوی وحشت، نيمه شب مي ربايد از بستر

دختران را كه سخت ترسيده، كودكان را كه شير ناخورده


«آدمي گرگ آدمي زاد است»، فيلسوف نجيب اين را گفت

در بهشت برین از این تهمت، روح اجداد گرگ جا خورده


«آدمي زادگان صاحب رأي» ، جانشينان كردگارخودند

جانشين خدای آهو ها، خون همنوع خود چرا خورده؟


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 23:17  توسط  آصف جوادی  | 

نامزدان ریاست جمهوری


یوسف نورستانی رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان اعلام کرد که از مجموع کسانی که برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرده بودند، صلاحیت ده نفر از سوی این کمیسیون تائید شده است.

آقای نورستانی در یک کنفرانس خبری گفت صلاحیت افراد (نامزدان) براساس قانون انتخابات افغانستان بررسی شده و علاوه بر آن در مورد تابعیت افراد از وزارت امور خارجه افغانستان اطلاعات لازم را بدست آوردیم."

رئیس کمیسیون انتخابات، افغانستان افزود کسانی که صلاحیت شان تائید نشده می توانند با مراجعه به کمیسیون بررسی شکایت های انتخاباتی، مساله را پیگیری کنند.

کسانی که در فهرست ابتدایی تائید شده اند به این شرح اند:

  • عبدالرب رسول سیاف، از رهبران جهادی و نماینده پیشین مجلس.
  • اشرف غنی احمدزی، مسئول پیشین برنامه انتقال مسئولیت ها از ناتو به نیروهای افغان.
  • عبدالله عبدالله، وزیر خارجه اسبق و رهبر ائتلاف ملی.
  • عبدالرحیم وردک، وزیر دفاع پیشین.
  • هدایت امین ارسلا، مشاور ارشد پیشین حامد کرزی.
  • زلمی رسول،وزیر پیشین خارجه
  • قطب الدین هلال، رئیس پیشین کمیته سیاسی حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار.
  • قیوم کرزی، برادر رئیس جمهور کرزی
  • گل آقا شیرزوی والی پیشین ننگرهار
  • و سردار نادر نعیم، نوه برادر سردار داوود خان.

فهرست نامزدان رد صلاحیت شده

  • انورالحق احدی
  • سید اسحق گیلانی
  • عزیزالله لودین
  • فضل کریم نجیمی
  • خدیجه غزنوی
  • بسم الله شیر
  • سرور احمد‌‌زی
  • حمید‌الله قادری
  • داوود سطان‌زوی
  • حشمت‌غنی احمدزی
  • نادرشاه احمد‌زی
  • دکتر فاروق اعظم
  • سلمان علی دوست‌زاده
  • عبد الهادی دبیر
  • داور احمد نادی
  • نور الرحمان لیوال

* دل آقا کوهدامنی، یکی دیگر از نامزدان چند هفته قبل به دلیل کمبود اسناد کافی رد صلاحیت شده بود.

بر اساس این فهرست، شانزده تن از کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده بودند، از فهرست نهایی حذف شدند. این فهرست قرار بود روز شنبه اعلام شود اما کمیسیون مستقل انتخابات در پایان روز شنبه اعلام کرد که برای اعلام فهرست ابتدایی نامزدان آماده نیست.

نور محمد نور، سخنگوی کمیسیون انتخابات گفت، آنها از وزارت خارجه افغانستان در مورد تابعیت کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده بودند، معلومات خواسته بودند وزارت خارجه این معلومات را دیرهنگام در اختیار آنها قرار داده است.

بر اساس قانون اساسی افغانستان کسی که تابعیت دوگانه داشته باشد، نمی تواند خود را بعنوان رئیس جمهوری یا معاون او نامزد کند.

بر اساس قانون افغانستان، پس از اعلام فهرست ابتدایی، نوبت به بررسی کمیسیون شکایات می‌رسد و اگر کسی علیه یکی از نامزدان و یا معاونان او شکایت داشته باشد، توسط این کمیسیون بررسی می‌شود.

پس از پایان این بررسی ها، فهرست نهایی نامزدان منتشر و زمان دوماهه مبارزات انتخاباتی رسما آغاز می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 20:37  توسط  آصف جوادی  | 

مطالب قدیمی‌تر